روایتهای نیکوکاری
روایت تلخ یک معلم از فاجعه مدرسه شجره طیبه؛ «امانتهایم زیر آوار ماندند»
روایت تلخ یک معلم از فاجعه مدرسه شجره طیبه؛ «امانتهایم زیر آوار ماندند»
سمانه کمالی، معلم مدرسه شجره طیبه میناب، از روزی روایت میکند که حمله دشمن مدرسه را هدف قرار داد و دهها دانشآموز و معلم زیر آوار ماندند. او که بهطور اتفاقی دقایقی پیش از حادثه از مدرسه خارج شده بود، حالا در روز معلم از لحظات هولناک آن روز، فداکاری همکارانش و داغ سنگین از دست دادن شاگردانش سخن میگوید.
سمانه کمالی، معلم مدرسه شجره طیبه میناب، صبح آن روز مانند همیشه برای شرکت در جلسه هماندیشی معلمان به مدرسه رفت؛ بیآنکه بداند چند ساعت بعد مدرسه هدف حمله قرار میگیرد و بسیاری از همکاران و دانشآموزانش زیر آوار میمانند.
او در حالی که برای جلسه آماده میشد، پیامی دریافت کرد که از فوت زنعمویش خبر میداد. کمالی بدون اطلاع به همکاران، برای رفتن به بیمارستان مدرسه را ترک کرد. حتی چادر و وسایل شخصیاش در کلاس باقی مانده بود. او تصور میکرد پس از پایان کلاس قرآن دانشآموزان دوباره به مدرسه بازمیگردد، اما تماسهای بعدی همکارانش باعث شد از بازگشت منصرف شود؛ تصمیمی که بعدها جان او را نجات داد.
پسر کمالی نیز که دانشآموز همان مدرسه بود، آن روز بهطور اتفاقی به مدرسه نرفت و در خانه ماند. حوالی ساعت ۱۱ صبح، صدای انفجارهای شدید در شهر پیچید. کمالی که ابتدا تصور میکرد درمانگاه یا ساختمانهای اطراف هدف قرار گرفتهاند، خیلی زود با واقعیتی تلخ روبهرو شد؛ مدرسه شجره طیبه نیز در میان اهداف حمله بوده است.
به گفته او، سه انفجار پیاپی رخ داد که شدت موج آن حتی خودرویش را از زمین بلند کرد. هنوز از سرنوشت مدرسه خبر نداشت تا اینکه در صف پمپ بنزین تماسی دریافت کرد. تماسگیرنده از او پرسید کجا زیر آوار گرفتار شده است و خبر داد که مدرسه هدف حمله قرار گرفته و ویران شده است.
کمالی میگوید با شنیدن این خبر، دنیا روی سرش خراب شد. وقتی خود را به خانه مدیر مدرسه رساند، با جمعی از خانوادهها روبهرو شد که نگران و گریان سراغ فرزندانشان را میگرفتند. کمی بعد نیز دوستانش خبر دادند که مدیر مدرسه، تعدادی از معلمان و بسیاری از دانشآموزان جان باختهاند.
آن شب شهر در شوک و اندوه فرو رفته بود و ارتباطات تلفنی قطع شده بود. خانوادهها در جستوجوی عزیزانشان بودند و بسیاری از آنها با کمالی تماس میگرفتند تا از سرنوشت فرزندانشان باخبر شوند؛ در حالی که او خود نیز خبری نداشت. ساعاتی بعد مشخص شد خواهرزادهاش نیز در میان جانباختگان است.
به گفته این معلم، هنگام بازگشت به محل حادثه، صحنهای شبیه میدان جنگ پیش چشمشان بود و پیکر بسیاری از قربانیان زیر آوار مانده بود. در میان این فاجعه، او از فداکاری یکی از معلمان ورزش یاد میکند که در لحظه انفجار با بدن خود سپر دانشآموزان شد و جانش را از دست داد، اما دانشآموزی که پشت او پناه گرفته بود زنده ماند.
مدرسه شجره طیبه مجموعهای بزرگ با بیش از ۴۰۰ دانشآموز بود.
کمالی میگوید سختترین لحظه برایش روبهرو شدن با خانوادههایی است که صبح فرزندانشان را به عنوان «امانت» به مدرسه سپرده بودند. با این حال تأکید میکند که معلمان باقیمانده چراغ آموزش را خاموش نکردهاند و تنها سه روز پس از حادثه، کلاسهای آنلاین را برای دانشآموزان آغاز کردهاند.
او در پایان به دانشآموزان بازمانده وعده میدهد که تا آخرین لحظه در کنارشان خواهد ماند و تلاش میکند مدرسه دوباره با همان شور و نشاط گذشته به فعالیت ادامه دهد تا یاد و راه دانشآموزان از دسترفته زنده بماند.
فرشتههای همراه اول بر فراز میناب؛ بازسازی مدرسه «شجره طیبه» با همدلی مشترکان
«فرشتههای میناب؛ روایت همدلی ایران برای ساخت مدرسه شجره طیبه» بخش اول | همراهی مردم استان آذربایجان شرقی
اخبار مهم
اخبار استانها
هر کودک ستارهای درخشان به لطف شما
برای انتخاب استان از ماوس یا کیبورد استفاده کنید. (Tab برای رفتن به نقشه، Enter یا کلیک برای انتخاب).
برای مشاهده صفحه یک استان خاص، می توانید آن را با کلیک روی نقشه یا از درون لیست بازشونده انتخاب کنید